تو بیش از حد خدایی

میخواهم پرواز کنم

  من اما هیچ هستم
تو بسیاری ،زیادی
ولی من کوچک و کم
*
......من و یک روح خاکی
من و قلبی زمینی
تو اما بی نظیری
تو اما نازنینی
*
من اینجا آبروی
تو را بردم خدایا
گمان قهر کردی؟
مرا می بخشی آیا؟
*
اگر گفتند دنیا
چرا اینقدر زشت است
بگو تقصیر این بود
همین خاکی،همین پست
*
بگو که کارهایش
همیشه اشتباه است
بگو حتی نمازش
نمازش هم گناه است
*
دلم بد جور تنگ است
دلم را زیر و رو کن
ببین روحم چروک است
خودت آن را اتو کن
*
شبیه یک کتابم
پر از ایراد و اشکال
درختی بی نتیجه
تمام واژه ها کال
*
بیا و خط بزن باز
تمام صفحه ها را
مرا بنویس از اول
ولی این بار زیبا



+نوشته شده در پنج شنبه 23 تير 1390برچسب:,ساعت18:28توسط نادیا | |